تبلیغات
˙·٠•●♥جملات عاشقانه زیبا♥●•٠·˙ - فریاد نسلی...

فریاد نسلی...

نویسنده :علیرضا
تاریخ:چهارشنبه 15 خرداد 1392-07:09 ب.ظ






من آن بازیچه ای هستم

که میرقصم به هر سازت


تو میخندی به کبر آخر به این چشمان گریانم


خدایی ناخدایی


هرچه هستی غافلی یارب


که من آن کشتی بشکسته ای در کام طوفانم


توئی قادر توئی مطلق


نسوزان خشک و تر باهم


که من فریاد نسلی


عاصی و قومی


پریشانم










زندگی

"زندگی" بـه من آموخـت . . .

آدمها نـه " دروغ " می گویند

نه زیر " حرفشان " می زنند .

اگر " چیزی " می گویند . . .

صرفا " احساسشان " درهمان لحظه سـت

نبـایـد رویش " حساب " کرد 









نوع مطلب : جملات عاشقانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
اسما
سه شنبه 2 مهر 1392 03:35 ب.ظ
میخواستم بگم راضی باشین اگ مطالبت کپی کردم چون واقعا زیبا بودن
اسما
سه شنبه 2 مهر 1392 03:33 ب.ظ
سلامواقعا قشنگ بود هر وخ حالم گرفتس یا خسته ام میام مطالبت میخونم بمن آرامش میده
ترنم
جمعه 22 شهریور 1392 07:35 ب.ظ
علیرضا جان واقعا متن های بسیار زیبایی میزاری ک بعضی اوقات از زبونم بر نمیاد توصیفش ازت خیییلی ممنونم ک انقدر قشنگ مینویسی
پاسخ علیرضا : nazare lotfetone
merc k vaght gozashti neveshtehamo khondi
رها
جمعه 1 شهریور 1392 05:43 ب.ظ
عالی متاسفم نمیتوانم بقیه ی حرفم رابزنم چون این بغض لعنتی صدایم راقورت داده خدایاچرارهایم نمیکنیددرسته شایداین تقدیرمن باشد
kian
جمعه 4 مرداد 1392 04:59 ب.ظ
واقعا واقعا عالیه متن ها نمیدونم چطور بگم احساسمو خعلی خعلی قشنگن
پاسخ علیرضا : merc
nazare lotfete
khoshhalam kardi ba hozoret
میثم
چهارشنبه 19 تیر 1392 02:46 ب.ظ
سلام.
وبت خیلی خوب بود فقط یادت نره بهم سر بزنی
پاسخ علیرضا : salam dadash
nazare lotfete
khoshhalam kardi ba hozoret
مهلا
یکشنبه 26 خرداد 1392 10:52 ق.ظ
در هوس خیال او همچو خیال گشته ام
اوست گرفته شهر دل
من به کجا سفر برم....
عاطفه
چهارشنبه 22 خرداد 1392 03:27 ب.ظ
دیگر کمتر اشک میریزم! دارم بزرگ میشوم یا سنگ؟خدا میداند.
تنهایی را بلند ترین شاخه درخت خوب میفهمد انگار هرچه بزرگتر میشویم تنها تر میشویم، براستی خدا از بزرگی تنهاست یااز تنهایی بزرگ؟؟!
برای من مهم نیست که اگه ازجای دیگه این متنارو میارید . فقط مهم اینه که اینا هست
که بخونم چون فقط جملهای پر از احساسی که با تمام وجود نوشته شده میتونه به دل خواننده اثر بذاره. منون از اینکه مینویسی
mahsa
چهارشنبه 22 خرداد 1392 01:31 ب.ظ
مرسی عالی بود
شنبه 18 خرداد 1392 05:22 ب.ظ
خیلی قشنگن دمت گرم. من ی پیشنهاد دارم:
نمیشه که یه جورایی عضو شد و متن هارو از طریق میل دریافت کرد؟
اگر بشه واقعا عالی میشه.
asal
شنبه 18 خرداد 1392 04:54 ب.ظ
خیلی خیلی خیلی متنات قشنگن فقط ی سوال این هارو از خودت میگی؟
یا از جایی میاری؟
این متنهایی ک من دادم خودم گفتم اگ این چیزایی ک ب این قشنگی مینویسی از قلم خودته در موردنوشته های منم ی نظری بذاری ممنون میشم
asal
شنبه 18 خرداد 1392 04:48 ب.ظ
زمانی هست ک رو ب پنجره ب تمامیت من می اندیشی
و نگاه خیرهی حسرتت را ب آسمان بی گناه میدوزی و شاید زیر لب لفظ پرتنش نام مرا جازی سازی حیف ک من در آن هنگام در عطش ثانیه های فراموشی هایم میغلتم و بر مهر سکوت در دلم روزی هزار بار شکر میفرستم
تو در آن شعشه ی عشق من و گریز پایی خویش حیرانی و من در آرامش دور از عشق تو خندان
تو میگردی و میپرسی از هرکس ک نشانی از عطر وجود من در اوست و من دور میگردم از هرچه تجلی میکند صفاتت را تو اشکهایت را ر قاب عکس من میپاشیو من خورده شیشیه های قاب تورو مینگردم ک با قطره ی خون دست من حماسه ای ساخته ان
تو همیشه دیری تو همیشه وقت حرام کردن تمام حلال هایم میآیی و مراکه حال سخت پر از ایمان تر از عشقم میجوریی
حال برو من دگر مسلمان شده ی تنهاییم و بت عشق ترورا سالهاست ک درکعبه ی دلم شکستم
asal
شنبه 18 خرداد 1392 04:42 ب.ظ
تو نمیدانستی ک من از صبر بیذارم؟
من اگر حریص باشم ب هر آغوش ک نشان از عشق دارند چنگ خواهم زد
خویش را میسوزانم.تاروپودم را ب حراج میگذارم
اما از انتظار بیذارم
من عشقت را با شراب نابی گزین خواهم کرد
وگلهای پاک وجودم را لگدمال بی احساسیت
تاتو ز خودآیی من ی ک پتیاره ی مغرورم
همه جا بذر سخن زیبایی من است
و صدایم در گوشها پیچیده
آری من سوزندام هر ورق از پاکی هایم را و اشکانم را زندانی در نگاه هواسران مردان کردم

shadi
جمعه 17 خرداد 1392 05:59 ب.ظ
ا این اهنگه خیلی وقت پیشا گذاشته بودی ، خیلی قشنگه
آرام
جمعه 17 خرداد 1392 04:53 ب.ظ
سلام عزیزم وبلاگ خوبی داری بهت تبریک میگم ، اگه تمایل داشتی به وبلاگ منم سر بزن ونظرتو درباره تبادل لینک بگو
antil0ve
پنجشنبه 16 خرداد 1392 11:15 ب.ظ
اینکـه تــُو بـآ دیگـری بـآشی و مــَن بـآ خیـآل تـُو ...

صـَد شـَرف دآرد بـه اینکـه ...

مـَن بـآ تـُو بـآشم و تـُو بـآ فکـر دیگـری ...!
میلاد
پنجشنبه 16 خرداد 1392 09:45 ب.ظ
فكر باكره من از او یك فرشته ساخت...بی آنكه بدانمحریم او از حریم سلطان فیلم ها هم كثیف تر بود.
الهه
پنجشنبه 16 خرداد 1392 05:14 ب.ظ
سلام

مرسی عالی بود
مهشید
پنجشنبه 16 خرداد 1392 02:52 ب.ظ
سلام داداش خوبم
خوبی ؟؟؟
بازم مثل همیشه زیبا و پراز احساس بود
خیلی لذت بردم
مرسی داداش خوبم
خدا به دلت یه دریا پراز شادی بده
...
مصطفی
پنجشنبه 16 خرداد 1392 01:07 ب.ظ
خیلی زیبا آقا علیرضا
ی سوال ازت داشتم
عسل
پنجشنبه 16 خرداد 1392 12:13 ب.ظ
سلام داداش .خیلی خوب بود ! احساس در لحظه . فقط همین
امیر
پنجشنبه 16 خرداد 1392 11:57 ق.ظ
عزیزم مطالب باحالی داری ولی یه قالب زیباتر کم داره وبلاگت.
به وب من هم وقت کردی یه سری بزن
مهراد
پنجشنبه 16 خرداد 1392 11:56 ق.ظ
سلام داداشی .
خوبی؟
چیکار می کنی با امتحانا ؟
مطلبتم واقعا قشنگ بود مرسی
نیلوفر
پنجشنبه 16 خرداد 1392 11:15 ق.ظ
مطالب خیلییییییی جالبن.
خاطره
پنجشنبه 16 خرداد 1392 10:56 ق.ظ
سلام وبلاگ قشنگی داری خوشحال می شم بهم سر بزنی
خاطره
پنجشنبه 16 خرداد 1392 10:55 ق.ظ

گاهی وقتا از نردبان بالا میری تا دستان خدار رو بگیری !

غافل از اینکه خدا پایین ایستاده و نردبان را محکم گرفته که تو نیفتی .

دلشاد
پنجشنبه 16 خرداد 1392 10:18 ق.ظ
سلام خیلی قشنگ بوددددددددددد
مرسی
maral
پنجشنبه 16 خرداد 1392 08:33 ق.ظ
هیچ وقت نباید به اجبار خندید !
گاهی بــاید تا نهایت آرامش گــریه کرد …
لبخـــــند بعد از گریه ؛
از رنگــــین کمــــآن بعد از بـــآران هم زیبـــاتره …

maral
پنجشنبه 16 خرداد 1392 08:33 ق.ظ
وقتـےِ رفتـﮯ یـــــاבمـ بیـــــاور..............

פֿـاطــراتتـــ را هـــــم بـבهــــم ببــــــرےِ

خوבت کـﮧ نــــباشـےِ بـﮧ چـﮧ کارمـ مـےِآیــــــنـב ؟
فقط ذره ذره نــــــابوבیمـ را ضـــــمانت مـےِکننـב . .


maral
پنجشنبه 16 خرداد 1392 08:32 ق.ظ

بدون صداقت , وفاداری و تعهد
هرچقدر هم که بگی دوستت دارم
یعنی هیچ , یعنی پوچ !

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30