به نام خدایی که مرا برای  خودش آفرید
سلام آقای علیرضا ،
امیدوارم حالتون خوب و روزگار بر وفق مرادتون باشه
میخوام برات از حرفای دلم بنویسم که گاهی نه اکثر مواقع گوش ها
از شنیدنش و افکار از درک کردنش عاجز  هستن ،
فقط خدا حرف دلمومیدونه و بس.......
زمونه الان آدم زیاده  ولی همدرد و همزبون کم ،
علتش هم وابستگی به دنیایی هستش
 که آخرش یه تیکه پارچه سفید نصیبت میشه اونم بدون جیب .
و اما دل نوشته میخام برات از فاصله درک یه کلمه به نام "ساده زیستن  "بگم :
 
((کوچیک که بودیم تو مدرسه برامون فرقی نمیکرد  والدین دوستمون یا همکلاسیمون
چه مقامی دارن و یا اوضاع مالیشون چطوره ،
بی دلیل همدیگر رو دوس داشتیم ،با هم دعوا میکردیم و زود با هم آشتی میکردم
چرا چون تحمل دوری از همدیگر رو نداشتیم
 قلبمون واسه هم میتپید بدون هیچ محدودیتی ،
اما.........
رفته رفته که بزرگتر شدیم  دیدیم نه دنیای کودکی و بزرگسالی خیلی با هم فاصله دارن ،
اونجا دل حکومت میکرد ولی اینجا عقل و منافع .
دوستان به ظواهر من توجه دارن مدل لباسم ،ثروتم ،مقام اجتماعی و ........
فاصله زیاد شده دیگه دل جایی نداره .
اما من :یاد گرفتم ساده زندگی کنم به خودم  تعلیم دادم
که لذت تو ساده زیستن زیاده، فارغ از دغه دغه های دیگران زیستن .
یاد گرفتم که خوشبختی با تجملات به دس نمیاد
 وقتی عشق به خدا
 و محبت به اطرافیان تو وجودت نباشه مالک دنیا هم باشی هیچی نیستی
ولی .......
واسه خودم خیلی متاسف میشم گاهی، که چرا این  ساده زیستی
من باعث میشه دیگران سو استفاده از اخلاقم بکنن و آزارم بدن .
چرا ،مگه گناهه آزاد زندگی کردن ،
مگه هر کسی ساده زیست بود لیاقت نداره ویا از کمبود هستش که ساده هست ،
چرا اینقد فکرها پایین هستش وای از این کوته فکری ها .
اگر بدونین چه لذتی تو سادگی هست ،که آزاد میپوشی ،میخوری ،زندگی میکنی ،
بدون توجه به نگاه دیگران ،لذت داره
 وقتی با یه فرد کارگر و معمولی میشینی هم صحبت میشی
 و حرفای دلشو میشنوی احساس میکنی خدا خیلی دوست داره که اینقد راحتی ،
با کسایی که با رنج و زحمت زندگی میکنن ،
بدون این که بدونن تو هیچ نیاز مالی نداری ،
راحت میتونی دستشونو بگیری
و گل لبخند رو لباشون بکاری آخ که چه کیفی میکنی .
ولی چه کنم که سادگی من الان باعث رنجشم میشه
و نشانه این شده که من کم داشتم که دنبال تجملات نبودم.
ویا ارزشم کمه که سادگی میخام
 
خدایا یعنی روزی فرا خواهد رسید که من راحت بپوشم بگردم زندگی کنم با سادگی ،
بدون هیچ ترسی ،خودم باشم نه بازیگر
 
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید         قفسم برده به باغی دلم شاد کنید))

 ودر پایان ...........
ممنونم که میخونی مطالبمو مهم نیست بذاری تو وبلاگت یا نه،
خوشحالم که وقت میذاری و میخونی .
شاد و پیروز باشی

محبوبه